شعرهای اپیزودیک موفق، جسارت زبانی در شعرهای بلند
شعرهای اپیزودیک موفق، جسارت زبانی در شعرهای بلند
یادداشتی بر مجموعه شعر "آداملار گئدیر،یوخسا قاییدیر" آیدین آراز-5
آیدین روشن- شاعر و مترجم
"آداملار گئدیر،یوخسا قاییدیر" دومین مجموعه شعر شاعر جوان ترکی سرای،آیدین آراز است. او در این کتاب نشان داده است که او در این 5سال فاصله زمانی،چیزهای بسیاری آموخته است.چه از نظر فرم و چه از نظر محتوا.
ملیح جودت آندای شاعر نامدار ترک (1918-2002)معتقد است فقط تفکرات زیبا در شعر کافی نیست، بلکه این استفاده از کلمات در قالب درست خودشان است که بیان محکمی به تفکرات عرضه میکند.که این ویژگی در کتاب دوم آیدین آراز به ویژه در شعرهای کوتاهش نمود یافته است.طوری که شماره شعرهای به یاد ماندنی این دفنر او از شماره انگشتان دو دست بالاتر است.به این شعر در صفحه 14 این کتاب دقت کنید: "یئل سنین دونون گئییب ،رقص ائدیر بالکوندا"(باد پیراهن تو را بر تن کرده/می رقصد در بالکن) و یا این شعر در صفحه 17 "سنی منه گؤتورمهین قاطار قاطار دئییل/کند ایتلرینین یوخوسونو پوزان گولونج بیر قیرخ آیاقدیر"(قطاری که تو را به من نمی رساند/قطار نیست/تنها هزارپای مضحکیست که /خواب سگهای دهکده را آشفته می کند). ویا این شعر که اثر شاعران چپ در آن دیده میشود(ص19): به خانواده ات بگو/ او بیکار نیست/ پیشه اش دوست داشتن من است... و یا اینکه آراز خود را فرزند زمان می شناساند:چندان دردهای مدرنی مراست/که خیانت تو کلاسیکترینشان است(ص30.)
نخست بنا داشتم در موردن شعرهای کوتاه آراز سخن بگویم،ولی دلم نیامد از کنار جسارت زبانی شاعر که چند شعر بلند مدرن را در زبان ترکی امروز به تجربه نشسته است بی توجه بگذرم.این هفت هشت شعر بلند که امیدوارم در کتابهای بعدی آیدین آراز بیشتر شود پیام آور تولد شاعری است که همه عناصر زندگی روزمره را در شعرش وارد کرده است، و از کنار کوچکتری و جزیی ترینشان هم به راحتی نمیگذرد.
او باید در سرایش شعرهای بلند مواظب باشد تا به خطراتی که شعرهای گفتار را تهدید می کند گرفتار نشود-هرچند من معتقدم که شعرهای او کاملا در حیطه شعر گفتار(دیسکورس) نمی گنجد.او باید مواظب باشد تا شعرهایش چون شعر گفتار از قالب ناپذیری و فرم گریزی دور باشد.
خانم اولکر اوجقار در کتاب تحقیقی خود در مورد چند شاعر نوگرای ترکی سرای ایران با نام کلمه ممنوعه یا انقلاب شعری(که قسمت اول نام کتاب نام نخستین مجموعه آیدین آراز هم است)به نکته جالبی در باره شعر این شاعران و به تبع آن همه شاعران نوگرای ترکی سرای اشاره می کند و آن دوگانگی موجود در زبان ترکی روزمره با زبان ادبی ترکی است.هرچند من معتقدم اولکر اوجقار می بایست اصطلاح چندگانگی را به جای دوگانگی استفاده میکرد.هر چند این نوع دوگانگی یا چندگانگی درادبیات مستقر(نگوییم حاکم)مثل فارسی و ترکی استلانبولی هم به نوعی موجود است.
ولی در زبانی به قول معروف محلی(که پس از مرگ جغرافیا دیگر محلی از اعراب ندارد)که گوینده اش قبل از نوشتن شعر شکل نوشتاری سیاری از کلمات را زیارت نکرده است(جز شکل جامدشان در فرهنگ لغات)این مساله آشکارتر است.امروزه تقریبا هر شاعر نوگرای ترکی نویس در ایران(ازجمله نگارنده این سطور) برای نوشتن یک جمله درست به نثر یا یک شعر بلند مجبور است به چند فرهنگ لغت سرک بکشد و آیدین آراز از این قاعده به کنار نیست.جدای از زبان از نظر مضمون آراز را نمی توان شاعری محلی نام داد.در بحث های جدید نقد ادبی گفته اند که استفاده از عناصر محلی برای این نیست که هنرمند به اثر خود رنگ محلی(Local colure) بدهد.بلکه برای این است که تجربه های خاصی را مطرح کند . و این کاربرد عناصر محلی در آثار شاعر به نوعی است که اصلا خواننده شعرهای او(حتی از راه ترجمه) حس نمی کند که با شاعری محلی مواجه است.البته باید یکی از علل آن را در این دانست که آیدین آراز اصولا شاعری شهری است.و عناصر محلی در آثار این دسته از شاعران خیلی به چشم نمی آید.
از میان دو ادبیات مجاور که به نوعی برادر محسوب می شوند(شعر فارسی و شعر استانبولی)تاثیر دومی در شعرهای آیدین بارزتر است.از نظر فرمی استفاده از پرانتز در شعرهای آراز مارا به یاد مدرنترین شاعر ترک در قرن بیستم ایلهان برک می اندازد(او در جایی گفته است که باسد شاعران را بیشتر از هرجایی در میان پرانتزها جست)و از نظر محتوایی ما را به یاد شاعران دوره بازگشت اجتماعی 1980 می اندازد.البته این گذاره در مورد شعرهای بلند آراز بیشتر مصداق دارد تا شعرهای کوتاه.آراز در شعرهای کوتاه بهتر توانسته است شخصیت شاعری اش را به نمایش بگذارد.علاوه بر قسمت اول شعرهای او که در ابتدا به آن اشاره کردیم در شعرهای اپیزودیک کوتاه با نان مونولوگ های ماهیگیر این تشخص بارزتر می شود.به عنوان نمونه : " ماهی کوچک من/امشب از چه چنین سرمستی؟!/نکند از آب روشن شده با ماه نوشیده ای؟" و یااین شعر کوتاه مثال زدنی: "ماهیگیر تورش را به دریا نمی برد/از ساحل گوش ماهی جمع می کرد/ماهیگیر پر از حرف بود".
آیدین آراز علاوه بر قالب های نو در فصل آخر مجموعه اش سعی کرده بخت خود را در ترانه سرایی نیز بیازماید که به نظر من چندان به شعر او نیفزوده است.چرا که آراز شاعر فضاها و مضامین مدرن است و با ردیف و قافیه منجمد میانه ای ندارد.
اگر آیدین آراز راهی را که در اوایل دهه سوم زندگی اش و نیم دهه شعریش در پیش گرفته را دنبال کند دو سه سال بعد می توان او را در جمع دو سه شاعر مدرن سرای ترکی دید
"قلاب نیست آنچه در دست من است
پربارترین شاخه درخت شعر است
اگر فریب بخوری!
ماهی کوچک من."
حرف لر / کلمه لر / شعر / یاغیش